على محمدى خراسانى

51

شرح رسائل (فارسى)

كنيد درحالىكه بنابراين احتمال نيازى به مفهوم آيه نيست بلكه آيه داراى مفهوم باشد يا نباشد نفس عموم تعليل كافى است ، بيان ذلك : آيه مىگويد : علّت وجوب تبين آنست كه : اقدام بايد مع الاطمينان باشد و خبر فاسق اطمينان‌آور نيست ، اگر علت اينست ، العلة تعمّم ، پس قانون كلى آنست كه در همه جا بايد از روى اطمينان اقدام كرد و در عمل به خبر واحد اقدام از اطمينان سرچشمه مىگيرد پس بلامانع است و در هيچ جا بدون اطمينان اقدام نكن و در خبر فاسق اطمينان ندارى لذا اقدام نكن بنابراين خود عموم تعليل ذيل كه منطوقى است كار را تمام كند و نيازى به مفهوم‌گيرى نيست . 2 - مدّعاى شما حجيت خبر واحد عادل است از باب ظنون خاصه يعنى ظنونى كه دليل بر حجيت خصوص آنها قائم شده درحالىكه دليل شما كه آيهء نبأ باشد به عموم منطوقى تعليل حجيت خصوص اطمينان را كه عالىترين مرحلهء ظن است اثبات كند از هر راهى كه حاصل شود و خلاصه منظور آيه اينست كه معيار كار اطمينان است پس از هر راهى اطمينان حاصل شد ارزش دارد چه از راه خبر عادل و يا از راه ديگر ، در نتيجه اين آيه به درد انسداديون و طرفداران ظن مطلق بهتر مىخورد تا به درد انفتاحى و طرفدار ظن خاص . احتمال سوّم : جمعى گفته‌اند مراد از تبيّن به‌معناى تحصيل علم است ولى مراد از جهالت به‌معناى عدم العلم و اعتقاد غلط نيست بلكه به‌معناى سفاهت است در لسان شرع گاهى كلمهء جهل در برابر علم به كار رفته و گاهى در برابر عقل و جهل در مقابل عقل همان سفاهت است و نسبت ميان جهل در برابر عقل يعنى سفاهت با جهل در برابر علم ، عموم من وجه است يعنى در بعض موارد جهل به‌معناى سفاهت هست ولى جهل در برابر علم نيست مثل دانشمند سفيه در بعض موارد جهل به‌معناى در مقابل علم هست ولى جهل